دین من انسانیت من است.

بدون تردید ارتداد از پیشرفت و تمدن حرام است.

عمده مشکل دینداران ما این است که ”دین“ را نمی شناسند و ”عقل“ را که ”اولین حجت خدا“ بر انسان است به کار نمی گیرند، بلکه باورهای ارثی و تقلیدی و تعصب های خود را دین می پندارند و خیال می کنند دینداری یعنی  نمازخواندن،  زیارت رفتن  و عزاداری نمودن… و بدتر از آن،  ”نشانه“ جامعه دینی را هم خیال می کنند همین اجرای حدود، دخالت در امورِ شخصی دیگران و به زور به بهشت بردن مردم، قطع دست،  سنگسارکردن و…

در حالی که ”حقیقت دین“ با این حرف ها بسیار متفاوت است، حتی مخالف اینهاست.  دین آمده تا از بشر ”انسان“ بسازد  یعنی بجای استدلال های کلامی و توجه به ریش و مو نمودن، همواره توجه به کاشتن ”محبت“ در دلها  و ”خیرخواه“ بودن در وجودها  و ”نیکوکار“ بودن در روابطِ ما بین انسان ها دارد، توجه به ”رشد“ و ”تعالی انسان“ دارد و مدام تأکید می کند که انسان دیندار کسی است که همه به خیـرش امیدوار باشند  و از شرش در امان…  و نیز بالاترین نشانه جوامع دینی را هم در ”عدالت“ می داند زیرا  در جامعه ای که ”عدالت“ اجـــرا شود ظلم کردن“ برخوردهای سختی را به دنبال دارد… همچنین ”پاک بودن“ در آن جوامع کم هزینه است اما ناپاکی پر هزینه است،  گرفتن ”حق“ آسان است اما خوردن حق سخت و دشوار است.  در جامعه دینی به روشنی حقوقِ انسان ها رعایت و کرامتِ انسانی حفظ می گردد،  لذا می بینیم انسان ها ”شکوفا“، بی نظمی ها ”منظم“،  بداخلاقی ها مبدل به ”خوش اخلاقی“، امانت دارها ”متعهد“ و دیگر ”فقر“ و فلاکتی وجود نخواهد داشت زیرا با شناختِ  حقیقت دین،  مردم آگاه به زمانند و ارتداد از پیشرفت و تمدن را حرام می دانند.

One Reply to “دین من انسانیت من است.”

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *