نگرشی به ”نقش و جایگاه عقل“ (قسمت دوم)

باورهای دینی اگر بر مبنای ”عقلانیت“ انجام نپذیرد، حقانیت ندارد.

براستی دراسلام، آنقدر که از ”عقل“ تعریف و به وجوب ضرورتِ شکوفایی و رشدِ آن، سفارش گردیده از کمتر مقوله ای اینچنین سخن بمیان رفته است. آنقدر که به کارآیی و تأثیرِ ”عقل“در شناختِ واقعیت ها و درکِ حقایقِ هستی و تمیز درستی از نادرستی تأکید و توصیه گردیده، از کمتر مقوله ای اینچنین سخن بمیان رفته است تا جائیکه می بینیم امام علی(ع) می فرماید:”بوسیله عقل، دین خود را اصلاح کنید.“(۱) این بسیار قابل تأمل است. یعنی دین هم نیاز به اصلاح دارد، دین هم باید از اوهام و خرافات و بدعت ها زدوده شود و اصلاح گردد تا بتواند بصورت صحیح و عقلانی مطرح شود.
اینطور نیست که دین فیکس و غیر قابل انعطاف باشد و مانند هزاران سال قبل که نازل شده، به او عمل شود. بلکه دین قابل انعطاف است و باید بوسیله عقول به شکل زمان در آمده و در ظرفِ روز ارائه گردد.  منتهی مهم اینست که ما ”منظور“ و هدف از دین را درک کنیم. و بدانیم که دین باید پاسخگوی نیازهای بشریت باشد نه اینکه بشریت فدای دستورات و احکام تاریخ مصرف گذشته و زیان بار دین گردد!. پس بدون عقل، دینِ کامل و سالم و منطقی نمیتواند وجود داشته باشد.
ولی آیا به مسلمانان این مفهوم ها و توصیه ها و تأکیدها را گفته اند؟!… یا خودشان توجه ای به این مهم نموده اند؟… آیا اهمیتی به ارزش و جایگاهِ والا و بالائی که دین برای عقل قائل گردیده، می دهند؟ یا خیر، عملاً با بی توجهی و بی اعتنایی به اساس و اصولِ دین، و دلخوش بودن به انجامِ برخی از احکام و مناسکِ فروعِ دین، از آن می گذرند!. و بیشترین توجه و دقت را صرفِ ”امیال“ و ”غرایزِ“ خود نموده و نهایتاَ با عقلِِ معاش سرگرم اند و روزگار سپری می کنند… و اصلاً نقش و ضرورتِ عقلِ سلیم را در بهینه سازی زندگی و تعالی انسان نمی دانند، لذا هیچگاه نمیتوانند شناختِ درستی از”انسان“ و ”دین“ داشته باشند، در نتیجه نمیتوانند به خوشبختی و سعادت دست یابند، چون در”غفلت“ بسر می برند… پس نمی توانند مسلمان هم باشند!.
قابل توجه است کسانی که تنگ نظرانه می اندیشند و بقول قران در مدار بسته میگردند از مسیر حق که هدفِ خلقتشان است، خارج شده و اسیر و گرفتار گردیده اند بطوریکه بروشنی نشانه های پوچ گرائی در زندگیشان هویداست لذا می بینیم مبتلا به عذابِ روز مرگی و تلاوت تکرار گردیده و هیچ بهره ای از زندگیشان نمی برند.  بدین دلیل که در ”غفلت“ بسر میبرند و ”عقل“ خود را بکار نمی گیرند!…
براستی در کجای قران نوشته شده که هر کس، در سر زمین اسلامی و یا در خانواده مسلمان بدنیا آمد، مسلمان است؟! و یا در کجا گفته هر کس که نماز یا روزه ای خواند و به روزخوانی و زیارتی رفت، مسلمان است؟!… پس نباید یک انسان عاقل به دین جغرافیائی و یا موروثی خود که هیچ ارزشی ندارد، دلخوش یاشد؟!!…
در آموزه های دینی همواره با عناوین مختلف بیان گردیده که آن دینی مقبول حقتعالی است که از روی ”عقل“ و با ”برهان“ و ادله باشد. یعنی ”تفکر“ و ”تدبر“ و ”شعور“ را لازمه مسلمانی دانسته، لذا می بینیم جایگاه و منزلت انسان را در رشد و تعالی او میخواند و اینکه با داشتن اخلاق و رفتاری نیکو،  وجودی مفید و مؤثر داشته باشد، که لازمه آن، بکارگیری و استفاده از ”عقل“ است. بعبارت دیگر یعنی اینطور نیست که جوامع اسلامی را افراد عقب مانده و بی شعور تشکیل بدهد، بلکه کسی که عقل خود را به کار نمیگیرد نمیتواند مسلمان باشد!…
از نخستین وظایف مسلمانان اینست که به کمک عقلانیت خود نسبت به اصلاح و بازسازی دین خود اقدام نمایند تا باورها و آموزه ها ی دینیشان منطقی و  از نظر عقلانی موجه باشد.    بنابراین، با توجه به اینکه ”اساسِ دین“ بر شالوده ی ”عقل“ پی ریزی شده، باورهای دینی اگر بر مبنای ”عقلانیت“ نباشد، حقانیت ندارد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱- غررالحکم و دررالکلم ج۱ ص۳۵۳ (الدین لایصلحه الاالعقل)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *