نگرشی به ”نقش و جایگاه عقل“

                        (قسمت پنجم)
     عدم توجه به عقل انسان را به ”جمود“ و ”تحجر“ و ”تعصب“ گرفتار می کند.

چنانکه در قسمت های قبل ملاحظه فرمودید اسلام ”عقل“ را سرچشمه همه فضایلِ اخلاقی و منشأءِ همه ی کمالاتِ انسان و نیز سببِ کرامتِ
انسانی دانسته… و آنچنان اهمیت و ارجی برای آن قائل گردیده که برای هیچ پدیده ای چنین ارزشی قائل نشده است.
تنها در قران بیش از سیصد آیه به گونه های مختلف به مسئله ”عقل و تفکر“ پرداخته، و هزاران حدیث تنها در این باره بیان گردیده… ولی متأسفانه باید گفت بجای بیان مسائل حقیقی و اساسی دین، به مسلمانان، احادیث مقتل و چگونگی مراسم عزاداری و زیارات قبور و نیز جدول شکیات نماز و نیز چگونگی پرداخت وجوهات و خمس و زکوه و… گفته شده، نه ”حقیقت دین“، لذا غالباً نسبت به این امرِ مهم و اساسی ِ دین غافلند، که البته درست تر اینست که بگوئیم در غفلت نگه داشته شده اند. یعنی دست هایی درکار بوده که بطور نامحسوس، بسیارحساب شده و با برنامه ریزی، ”حقیقتِ دین“ را از مسلمانان بگیرند، و آنها را با مشتی اوهام و خرافات و بدعت ها مشغول و سرگرم نگه دارند، بطوری که کسی متوجه نشود و نبودِ جایگاه و نقش و کاربردِ ”عقل“ در شناخت و ارتقاءِ آن را هم احساس نکنند… (که باید گفت موفق هم شده اند.)
آگاه باشید کسانی که همواره می خواهند برداشت های خرافی خود را از متون دینی به اسم ”دین“ به توده مردم بقبولانند، نخست می کوشند تا خرافاتی را که تأمین کننده ”منافع“ یا ”مصالح“ آنان است به عنوانِ هویت دینی به جای ”هویت انسانی“ بنشانند تا بدینوسیله عقل را تعطیل بل مرعوب نمایند تا انسانها برای پذیرش خرافات آماده گردند. مانند اینکه ”نقل“ را در برابر ”عقل“ میگذارند… یعنی رباط هایی می سازند که بظاهر بشکلِ انسانند، ولی هیچ تفکر و تعقل و تدبری ندارند، بلکه هر آنچه به آنها تلقین شده و یا به آنها می گویند بدونِ آنکه بر آن تفکری نموده و یا با عقلشان بسنجند، کورکورانه از آن تقلید نموده و عیناً همان را تکرار و عمل و یا بیان می کنند… اینان مصداقِ صریح نصِ این آیه قرآن هستند که خداوند میفرماید: ”کسانی که اهلِ تفکر، تعقل و تفقه نیستند چهارپایانی اند بل پست تر از آن “(۴۰) و امام حسین(ع)چه زیبا می فرماید: ”بندگان دنیا که به ظاهر ادعای مسلمانی دارند کسانی اند که هر جا منافعشان بیشتر تأمین شود زبانشان به همان سمت می چرخد. هان بدانید اینان تا چنین اند نمیتوان آنها را دیندار خواند“.
بنابراین، نمیتوان بدونِ توجه به عقلانیتِ انسان و آگاهی های لازم از اصول و اساسِ دین، دیندار یا مسلمان بود، چنانکه صراحتاً می گوید: علمی که از راهِ ”شنیده ها“ بدست آید اگر با عقل جور در نیآید یا انطباق و هماهنگ با عقل نباشد، نه تنها از دین نیست که اصلاً مفید هم نخواهد بود.(۴۱) بلکه توهّماتی است که آلوده به خرافات و بدعت هایی است که مسلمانان را به ”جمود“ و ”تحجر“ و ”تعصب“ گرفتار نموده و آنها را بدان دلخوش کرده، که نتیجه ای جز گمراهی و انحراف و خسران ندارد. چنانکه می بینیم.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۴۰- سوره اعراف آیه ۱۷۹
۴۱- نهج البلاغه ـ حکمت ۳۳۱

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *