خود را گول نزنید، مشکل را حل کنید!.

    با راه حل های بیهوده و موقتی سر خود را بند نکنید، این مشکل با این شیوه ها حل نمیشود… مشکل از جائی دگر است…

بنظر میرسد مسئولینی که هنوز تنگ نظری و تعصب، چشم آنها را کور نکرده و میتوانند تا حدودی واقعیت های جامعه را ببینند، سخت نگران وضع موجودند و از اینکه شاهد و ناظر هجوم مردم خصوصاَ جوانان بسوی بی دینی یا فرار از اسلامند، سخت متأثرند و این وضع را به صلاح کشور و اسلام نمی دانند. پس بهتر است با راه حل های بیهوده و موقتی مانند ارائه و ترویج ”اثبات نیاز بشر به دین“ و… بیخود سر خود را بند و دیگر دوستان را سرِکار نگذارند بلکه بدانند با این تبلیغات هم، هیچ بازگشتی بوجود نخواهد آمد، چون مشکل از جائی دگر است، با این شیوه ها حل نمی شود!… لذا ما تا نتوانیم منصفانه (بدون هیچ سو نگری) مشکل اصلی را مشاهده و درک کنیم هیچگاه نخواهیم توانست راه حلی اساسی و کاربردی ارائه نمائیم.
باری، مردم ما در اثر عملکرد بد و برخوردهای غلط ِمسئولین،  ایمانشان تضعیف و نسبت به ”دین“ بدبین شده اند. اگر واقعاً راست میگوئید و به دنبال ”اصلاحات“ هستید نخست باید نسبت به مسئولین مملکتی”اصلاحات“ را بکار گیرید… چه بسا که گروهی از مسئولین اصلاً ”مشکل روانی“ دارند و از اختلال شخصیت بالائی برخوردارند…
اگر واقعاً دولت تدبیر و امید که فریاد ”اعتدال“ سر داده، دلش برای این مردم میسوزد و میخواهد با تدبیر و اعتدال به وضع مادی و خصوصاً ”فرهنگی“ مردم بهبود بخشد، نخست میبایست ترتیبی اتخاذ نماید که مسئولین و مدیران از حیث ”بهداشت روان“ مورد بررسی قرار گیرند تا دیگر بیمارانی که کمبود و یا عقده و مشکل روانی دارند با ”سوء مدیریت“ِ خود، موجب نارضایتی و تخریب دین و کشور نگردند.
واقعاً چه تدبیری و چه امیدی بالاتر از این است که مسئولینی”صالح“ ، ”سالم“ و ”کننده کار“ داشته باشیم تا دیگر شاهد اختلاس ها و خلافکاریها و باند و باندبازیها نباشیم.
آیا تا کنون از خود پرسیده اید، چگونه است از کسی که میخواهد حتی در پائین ترین رتبه شغلی، استخدام شود امتحانی تحت عنوان ایدئولوژی می گیرند تا او مجبور شود برای بدست آوردنِ کار، کسب اطلاعات نماید آنهم اینقدر جزئی… که مثلاً: کفن چند تکه است!!… اما برای واگذاری ”مسئولیت های بزرگ“ به مدیران کل و مدیران کشوری… آیا واقعاً نیازی به بررسی های روانی و تست ِشخصیت جهت ”سلامت روان“ آنان نیست؟!!…
متأسفانه باید اعتراف کرد که این امر باعث گردیده، امروزه به کسانیکه فاقد شعور لازم و درک کافی و احساس مسئولیت هستند ”مسئولیت های بزرگ“ داده شود و آنانیکه از ”شعور لازم“ و ”روان سالم” و حسِ ”مسئولیت بالائی“ برخوردارند یا کارهای کوچک داده شده و یا اصلاً آنان را به کناری گذاشته اند!… که این خیلی جای تأمل دارد!!…
اگر واقعاً به اسلام ایمان دارید و خود را نسبت به ایران متعهد میدانید و دلسوز مردم هستید، بدانید ”مشکل اساسی“ کشور مشتی فرصت طلب هستند که بظاهر انقلابی تر نشان میدهند اما در حقیقت به هیچ چیزی باور ندارند، آنها تنها به فکر خودشان هستند…  و پشت نقاب دین امراض و خیانت های خود را توجیه مینمایند… برای این ”مشکل“ باید کاری کرد، مثلاً الزام داشتن به برگ ”سلامت روان“ برای همه مسئولین و…   مگر نه هیچ مشکلی حل نخواهد شد، بلکه دشمنان خارجی هم از این معضل، بالاترین بهره ها را برده و همچنان می برند…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *