نقش ”عشق“ در سازندگی انسان

              عشق انسان را برای انجام هر کاری کفایت می کند…

          انسان ها اسیر نیروهائی هستند که بشر را به خود جذب و به بند می کشد و حتی در خود فرو می برد مانند: غرایز، امیال، حب نفس، حب دنیا و حتی حرفهای مردم و… و نیز تا کنون تجربه نشان داده که چه جنایت ها و خیانت ها و تجاوزها و خونریزی هائی… که در این راه ریخته نشده است.
حال با توجه به اینکه انسان ”مسئول“ است و تا ”آزاد“ نشود، نمیتواند به ”رشد“ و ”کمال“ برسد. برای نجاتِ این انسانِ به اسارت رفته و بیچاره، چه میتوان کرد؟ چه نیروئی را میتوان در انسان بیدار کرد تا از همه این غرایز نیرومندتر باشد؟ بطوریکه بتواند زنجیرها را بر دارد و انسان را از بند اسارت ها نجات داده و آزاد گرداند؟. این قدرت و نیروی عظیم چیست؟!.
تجربه نشان داده که هیچ نیروئی در انسان قوی تر و نیرومندتر از”عشق“ نیست. زیرا عشق انسان را برای انجام هر کاری کفایت می کند… بطوریکه می بینیم انسان ها براحتی عشق های کوچکتر را فدای ”عشق بزرگتر“ می کنند و از محبوب های دیگر به خاطر ”محبوب بزرگتر“ چشم می پوشند، تا جائیکه حتی از جان خود می گذرند تا به ”آزادی“ برسند!…
             بی عشق جهان بلاست یک سر             ناکامی و ابتلاست یک سر
            بی عشق حیات هیچ و پوچ است            بیهوده و نا رواست یک سر
بنابراین باید”عشق“ را در انسان بر افروخت ”ٰعشق بزرگتر“ را…     ”عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست“.
حال، این سؤال پیش میآید که چگونه میتوان انسان را از ”عشق“ سرشار کرد؟
توجه داشته باشید، ما وقتی عاشق یک ماشین یا ثروت و یا قدرت می شویم که آن را می شناسیم و ”ارزش“ آن را می یابیم… یعنی اگر ما ”شناخت“ از عظمتِ سرمایه ها و استعدادها و توانمندی های خود داشته باشیم و ”ارزشِ“ جایگاه و منزلتِ خود را بدانیم هیچگاه اسیر غرایز و امیالِ پست و حرف های مردم و یا حب نفس و دنیا نخواهیم شد بلکه براحتی عشق های کوچک را فدا و نردبان ”عشق بزرگتر“ می کنیم.
باری، معرفت و شناخت ِ خوبی ها ”عشق“ را در انسان زنده می کند و آدمی را به ”حرکت“ وا میدارد… حرکت از این زندگی روزمرگی و تکراری و بیهوده… بسوی انسانی رشد یافته و مطلوب و زندگی ای هدفمند و متعالی…
آری، با نیروی ”تفکر“ و ”تجربه“ انسان به شناخت ها میرسد و با قدرت ”عقل“ و سنجش و مقایسه ی معشوق ها ”عشق بزرگتر“ را انتخاب می کند و با نیروی ”عشق“ از بند اسارت ها رهائی یافته و آزاد میگردد و سپس با همین قدرت ِ ”عشق“ بسوی رشد و تعالی انسانی حرکت می کند…
  پس ”عشق“میتواند بزرگترین عامل نجات دهنده بشریت باشد.
                    هر چه گویم عشق را شرح و بیان               چون به عشق آیم خجل مانم  از آن

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *