دین برای”انسان“ آمده نه انسان برای دین…

 اینطور نیست که تنها ما”حق“ را شناخته و پیرو آن هستیم و دیگران در گمراهی و انحراف بسر میبرند!!…


دین برای ”انسان“ آمده، نه انسان برای دین…
آمده تا نگرانی ها و دردهای انسان را کاهش دهد و به او آرامش و احساس رضایت و خشنودی بخشد تا زندگی را پر بارتر و متعالی و شیرین نماید. اصلاً ”هدف“ از دین، همین است.
حال آیا امروزه، پیروان انبیاء که مدعی راه آنها هستند چنین می کنند؟!…
دین آمده تا با ”ارتقاء فکر“ و ”وسعت بخشیدن به نگرش“ انسان را از خودنگری، کوته بینی و دنیا گرائی و فساد و تباهی نجات بخشد و او را آماده کارهای بزرگ و برنامه ریزی های اساسی و حساب شده آن هم در سطح جهان نماید.
آیا امروزه دین برای پیروان خود چنین نقشی را دارد؟!… و آنها را به رشد و تعالی رسانیده؟!.. یا آنان را در حلقه های باریک و تنگ مذهب گرفتار نموده و وادار کرده تا کورکورانه یا از روی عادت خود را ملزم به اعمالی بدانند که هیچ رشد و تحولی و یا نقش سازنده و تعالی بخشی ندارد!.
انبیاء هر کدام در هر زمان و در هر مکان و با هر زبان و هر فرهنگی، همچنان عظمت استعدادها و سرمایه های انسان را به او یاد آوری کرده اند تا او را با جایگاه و ”منزلت“ خود آشنا کنند… نه اینکه او اسیر تعصبات و عادات و پیروی های کورکورانه گردد و تمایل به توهّم و تخیّل یابد و به حاشیه ها و نقل قول ها و تبصره ها… اکتفا نماید!. بلکه با پیروی از ”عقل“ که حجت اول خدا بر انسان است و ”خرد“ که سبب روشنی عالم و آسایش و عزت آدمی است بتواند به ”اساس“ و ”هدفِ“ ادیان که سامان دادن به زندگی ها و اصلاح و شکوفائی و تعالی انسان و ساختن جهانی امن است، توجه نماید. تا هم اختلافات و نزاع ها کاهش یابد و هم جهان آشفته و پریشانِ امروز، صورتِ دیگری به خود گیرد. بعبارتی دیگر یعنی به جای خشکسالی و آلودگی های آب و هوا و زمین… و یا انحطاطِ اخلاقی و اجتماعی و اقتصادی… سلامت و عافیت و ”رحمت الهی“ روی نماید. زیرا همه ما مخلوق یک خالق هستیم و جوهر و روح و اهداف همه ادیان ”تعالی“ و ”رستگاری“ست یعنی ماهیت و حقیقتشان یکی است. بعبارت دیگر یعنی اینطور نیست که ”حق“ در دست عده ای باشد و بس.
با این نگرش خواهیم دید که مسجد، کلیسا، کنیسه و معبد و… هیچ فرقی با هم ندارند، همه آنها مکانی هستند برای عبادت و نیآیش… بلکه کمال عبادت را هم در”خدمت به مردم“می بینیم و اساس ِ دین را نیز در”خیرخواهی“ ، ”نیکوکاری“ و ”مهربانی“می دانیم که می بایست به همه انسان ها از هر مسلک و مرام و نژاد و طبقه و مذهبی، احترام بگذاریم و بدانیم تا تقلیدها و تعصبات و خرافات را کنار نگذاریم که ضد عقل و علم است ”حقیقت“ را نمیتوان مشاهده کرد.
کسانیکه با تفکرات و عقاید خرافی و متعصبانه حرکت می کنند خیلی گمراه تر از آنهائی هستند که هرگز تفکراتی ندارند و کاری آغاز نکرده اند.
آنهائی که می خواهند تغییر و تحول یافته و به رشد و آگاهی و وسعت دید برسند نخست میبایست ”تعصب“ ها و ”تنگ نظری“ ها را کنار بگذارند تا زمینه برای سلامت روان مساعد گردد و بتوانند از ”عقل“ و ”خرد“ بهره بگیرند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *