دین کاهنان یا دین عاقلان

 انسان در هستی باید با سرمایه ها و استعدادها و توانمندی هایش هماهنگ باشد تا جایگاه و مقام و منزلتش شناخته شود.
     آیا میدانید دینی که ما امروز داریم و با افتخار خودمان را به آن منتسب می کنیم ”ارثی“ و ”جغرافیائی“ است؟ یعنی اگر در هر قاره یا در هر منطقه و هر کشوری به دنیا می آمدیم به شکلِ همان دین و آئین می شدیم!… و امروزه هم چون در ایران به دنیا آمده ایم مسلمان و شیعه اثنی عشری هستیم!
آیا میدانید دینی که ارثی و جغرافیائی باشد هیچ ارزشی ندارد؟ و هرگز نمیتواند آدمی را به رشد و شکوفائی برساند. زیرا از یک طرف توسط کاهنانِ کهنه پرست و هواپرستانِ خود محور، به انحراف و خرافات کشیده شده و از طرف دیگر به صورت ”ابزار کسب“ در آمده و پیروان خود را به توهّماتی دل خوش نموده و ذهن آنها را محدود و محصور نگه داشته و مسخ کرده است… این در میان همه ادیان و همه کاهنان و در همه جای دنیا و در میان همه ی پیروان ادیان وجود دارد.
البته باید گفت در این میان تنها ”عقلا“ و ”خردمندان“ هستند که با نگاهی عمیق به پدیده ها و مسائل می نگرند و به دنبال هدفِ زندگی و هدف از دین هستند و همواره توجه به منظور از پیامِ ادیان دارند. لذا هیچگاه در گذشته های دور و هزاران سال قبل نمی مانند بلکه به زمانِ حاضر آن را درک و از آن بهره می گیرند مثلاً بخوبی می فهمند که هدفِ دین، از بشر ”انسان“ ساختن است تا ”انسانیت“در زندگی و روابط اجتماعی حکمفرما باشد. یعنی دیگر از ظلم، دروغ، دزدی، خیانت، جنگ، فقر و فساد خبری نباشد بلکه همه انسانها در پرتو ”آزادی“ و ”عدالت“ به رشد و شکوفائی برسند و متعالی گردند…
تجربه نشان داده، دینی که آلوده به خرافات و بدعت ها باشد نه تنها نمیتواند گوهر حقیقی و توانمندی های وجود انسان را شکوفا و شخصیت او را به تعالی و انسان را به مراتب والا و بالائی برساند که موجب انحراف و عقب ماندگی و تباهی بشریت هم میگردد…
این داستان ادیان امروزیست که ”کاهنان اعظم“، نگرش پیروان دین را، محدود و محصور به آنچه آنان می گویند، نموده و با ترویج ”تعصب“ و ”تنگ نظری“ توده های مردم را همچنان در اوهام و خرافات نگه میدارند. لذا می بینیم ”دین“ با همه عظمتش امروزه بصورت دردناک و هول انگیزی در آمده و بقول حضرت علی(ع) بصورت پوستینی وارونه شده است…
بنابراین برای نجات بشریت بنظر میرسد نخست میبایست مرزِ میان ادیان را بر داشت و از بالا (با توجه به منظور و هدفِ دین) ”فرادینی“ نگریست تا جائی برای رشد و شکوفائی ”انسان“ و ”انسانیت داشتن“باز شود.
باری، تا وقتی که پیروانِ بیچاره ادیان در حلقه های باریک و تنگ مذهبی باشند و به توهّماتی غیر عقلانی دل خوش کرده و خرافاتی را بنام دین باور نموده باشند و به آن تعصب هم بورزند، نمی توانند با منبع لایزال سرچشمه حقیقت آشنا شوند و از وسعت دید بیشتر و افق فکری بالاتر و شخصیتی عمیق تر برخوردار گردند.
پس بیآئید با شکوفا کردن ”عقلانیت“، درست فکر کردن را بیآموزیم و با موانع رشد و کمال انسان، که نابود کننده ارزش های انسانی است مخالفت و مبارزه نمائیم و با آگاهی و خردورزی زندگی بهتر و شرافتمندانه و انسانی برتر و متعالی بسازیم و میزان عشق و ایثار و خلاقیت و رحمت باشیم و به رشد و کمال و سعادت دست یابیم  و بدانیم که انسان برای خوردن و خوابیدن و خوش بودن به دنیا نیآمده که اگر چنین بود نیازی به ”فکر“ و ”عقل“ و به ”آزادی“ و ”انتخاب“ نداشت. پس انسان در هستی باید با سرمایه ها و استعدادها و توانمندی هایش هماهنگ باشد تا جایگاه و مقام و منزلتش شناخته شود و بداند که هرعملی که به رشد صفات انسانی و یا آگاهی و فضائل اخلاقی انسان منجر می گردد ”عمل دینی“ است. و کسانی هم که با تعصب و تنگ نظری می نگرند هرگز ظرفیت ”دانا شدن“ به وسیله ”حقیقت“ را نخواهند یافت.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *